أبو الحسن العامري
330
رسائل أبو الحسن العامري
3 . أبو الحسن عامري وعلم بصريات . اهميت أبو الحسن عامري در علم بصريات بيشتر به اين مسأله مربوط مىشود كه بحث أو در كتاب القول في الابصار والمبصر معلومات ارزندهاى دربارهء آنچه از نظريات يوناني دربارهء بصريات به مسلمانان انتقال يافته است ووضع اين علم در قرن چهارم هجرى ، در اختيار ما مىگذارد ، أعم از آنچه بين فلاسفه متداول بوده است ويا در ميان علماى نجوم ورياضى . وچون أبو الحسن عامري با ابن هيثم معاصر بوده است رسالهء أو در تحديد حجم وچگونگى آراء جديد ابن هيثم در اين علم بسيار سودمند واقع شده است ، گذشته از اينكه براي شناخت آراء شخص عامري ووقوف بر فلسفهء أو وتحليل آن براي پژوهندگان ارزش فراوانى دربردارد . به احتمال قوى عامري از برخى مؤلفات أقليدس وبطلميوس اطلاع داشته ، واز آنها در ارائهء آراء مدرسهء اسكندريه كمك گرفته است ، چنان كه آشنايى أو با مؤلفات وشروح إسكندر افروديسى وثامسطيوس نيز از مآخذ عمدهء أو در اطلاع از آراء فلاسفهء پيشين در مورد ابصار بوده است . ابن هيثم در أيام تأليف آثار خود در مصر مىزيسته واحتمال نمىرود - بر أساس آنچه از كتب تراجم برمىآيد - اين دو مرد با يكديگر ملاقاة كرده باشند ويكى از ديگرى اخذ واقتباس كرده باشد . از اين رو بايد تشابهات موجود بين آراء ايشان را به مآخذ مشترك ميان آنها مربوط بدانيم . واكنون جا دارد كه آراء عامري را دربارهء ابصار مورد بررسى وتحليل قرار دهيم وجايگاه آن را در تاريخ اين علم در اسلام معلوم داريم . الف ) مدركات بصرى . عامري دربارهء ترتيب كيفيات قابل ادراك با چشم سخن مىگويد ونظريهء أو اين است كه أجسام به وساطت رنگ كه مدرك اوّلى است ديده مىشود ومدركاتى ثانوي نيز هست كه عبارتاند از : اندازه ، شكل ، عدد ومسافت وهيأت حركت وسكون وجوهري كه براي اين معاني وجود دارد . در حالي كه أبو الحسن فارسي بر آن است كه چشم از شئ مرئى تنها جز رنگ ونور چيزى درك نمىكند ومعاني ديگر از قبيل : شكل ووضع واندازه وحركت وديگر معاني را از روى قياس وامارات موجود ادراك مىنمايد . « 25 » در بين اين دو نظريه وجه مشتركى ووجه اختلافى وجود دارد . فارسي وابن هيثم نور را چيزى غير از رنگ مىدانند وهر دو را مدرك اوّلى مىشناسند ، جز اينكه رنگ را به واسطهء نور واقع بر آن قابل ادراك مىدانند . اما عامري رنگ را مستقل از نور مدرك أولى مىداند ونور را شرط وجود رنگ نه واسطهء ادراك آن مىشناسد . اين فرق صرفا در تحليل نظري اعتبار دارد ودر عمل رؤيت معتبر
--> ( 25 ) . فارسي ، تنقيح المناظر ، ص 209 ، وهمچنين ص 259 .